|
نگارش یافته توسط Administrator
|
|
27 اسفند 1388 ساعت 11:29 |
|
ز باغ ای باغبان ما را همی بــوی بهـار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید کلید بـاغ را فردا هـــزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری بر چنـار آید چو اندر بـاغ تو بلبـل به دیـدار بهار آید ترا مهمان ناخوانده به روزی صد هـزار آید کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شـمار آید چناندانـی که هرکس را همی زو بـوی یار آید بهـار امســال پندار همی خوشـتر ز پــار آید وزین خوشتر شود فردا که خسرو از شکـار اید بدین شـایستگی جشنـی بدیــن بایستگی روزی ملک را در جهان هر روز جشنی داد و نوروزی
|